عصر یک جمعه ی دلگیر دلم گفت
بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده ست
چرا آب به گلدان نرسیده ست و
هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیده ست
بگو حافظ دل خسته ز شیراز بیاید بنویسد
که هنوزم که هنوز است
چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده ست
چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده ست
عصر این جمعه ی دلگیر
وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس!
تو کجایی گل نرگس؟؟

+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 ساعت 6:5 توسط میثم
|