تبليغاتX
تنهاترازسکوت
تقدیم به چشمهای در راه مانده


تنهاترازسکوت








وقتی صدایت را شنیدم برای اولین بار چه حس وسوسه انگیزی داشت

هرگز دوست نداشتم گوشی را قطع کنم

می خواستم تا خود صبح این مکالمه را ادامه بدهم

نمی دانم نامش چیست

آیا عشق همین وسوسه ساده و بی آلایش است که حاضری تمام ثروت و مکنت دنیا را در قبال یک کلام مهر آمیز معامله کنی یا....

فقط این را می گویم که این حس زیبا بس شگفت انگیز است و تجربه آن هرگز از یاد نمی رود

تجربه ای عاشقانه که سالها پس از برقراری یک رابطه این سرچشمه را از یاد نمی بری

سر چشمه عشق:

آنگاه که برای اولین بار تو را بوسیدم

تورا دیدم

تو را شنیدم

و تو را در دل لمس کردم

آنگاه که برای اولین بار...

برای که بگویم

که بی تو نیستم

بی آنکه به دیوانگی ام بخندد

برای که بگویم که در عاشقانه ترین لحظات

مغلوب نداشتنت می شوم

به من بگو

به که بگویم درد نداشتنت را

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 ساعت 8 بعد از ظهر  توسط میثم  |