مانده تا برف زمين آب شود
مانده تا بسته شود اين همه نيلوفر وارونه چتر
ناتمام است درخت
زير برف است تمناي شنا كردن كاغذ در باد
و فروغ تر چشم حشرات
و طلوع سر غوك از افق درك حيات
مانده تا سيني ما پر شود از صحبت سنبوسه و عيد
در هوايي كه نه افزايش يك ساقه طنيني دارد
و نه آواز پري مي رسد از روزن منظومه برف
تشنه زمزمه ام
مانده تا مرغ سر چينه هذياني اسفند صدا بر دارد
پس چه بايد بكنم
من كه در لخت ترين موسم بي چهچه سال
تشنه زمزمه ام؟
بهتر آن است كه برخيزم
رنگ را بر دارم
روي تنهايي خود نقشه مرغي بكشم
(سهراب سپهري)
فرا رسيدن سال نو را به همه شما همراهان مهربان و صميمي و دوست داشتني تبريك ميگويم و براي همه شما عزيزان سالي پر از سلامت و بركت و پيروزي و خنده آرزو ميكنم





+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 4 قبل از ظهر توسط میثم
|