تبليغاتX
تنهاتر از سکوت
آن سوی دلتنگی ها همیشه خدایی هست که داشتنش جبران همه نداشتن هاست


تنهاتر از سکوت








تا که بودیم نبودیم کسی

کشته ما را غم بی همنفسی

تا که خفتیم همه بیدار شدند

تا که مردیم همگی یار شدند

قدر آن شیشه بدانید که هست

نه در آن موقع که افتاد وشکست

از طرف عشقم ملیحه تقدیم به همه عاشقای واقعی

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385 ساعت 4:33  توسط میثم  | 


از فوران پیشانی تا انتهای شفق دو رکعت فاصله است و این تنها امامی است که موذنش را شش ماهه به شهادت برده اند و گلوی نازک موذنش از همه هجاهای هستی پر شده است

این تنها امامی است که نماز نافله اش را 72 بار می خواند و کاروان چشمهایش از مدینه تا کربلا و از کربلا تا شام و از شام تا صبح قیامت امتداد خواهد داشت

حالا نماز سرخ را اقامه کن

عاشورا سر آغاز نیایش هستی است و تو تنها امامی که با خون وضو گرفته ای و عشق را به نمازی ابدی ایستاده ای

ذوالجناح در تکاپوی خویش زمین را به نظاره ایستاده است و خون سرخی پیشانی حسین را به زیبایی تفسیر می کند

در کاکلی از رنگ ذوالجناح را پیچیده اند و سوارش از اسب به گودال آرمیده است

حالا به همه هستی سلام می فرستد و خورشید شعاع سوزانش را بر خاکهای تشنه می دواند تا آب در حقیقت علقمه جاری بماند و مگر نه آب مهر مادر اوست ؟

چشمهای زمین را ببندید و درهای آسمان را باز کنید

می ترسم مادرش بر گودال قتلگاه نظاره کند وآهش تمام زمین را بسوزاند

زودتر پرده های آسمان را بکشید

و چشمهای زمین را به آن طرف کائنات بچرخانید

این فرزند فاطمه است

تو در گودال ایستاده ای و چشمهایت این همه زیبایی را بر نمی تابد و این همان عشقی است که در نفرینش کلمه ای متولد نشده است

ذوالجناح را به خیمه بر گردانید

کاکل قرمزش را به نوازش کودکان برسانید وبه اهل خیمه سلام دهید

این سوار تا همیشه زمین پیاده نخواهد شد

امروز عاشوراست و خورشید بر وسط آسمان ایستاده است وآنقدر داغ می تابد که آب معنی بودنش را به لبهای خشکیده نخواهد بخشید

خیمه ها درآن طرف دیدگان اسبهای رم کرده

گیسوان خویش را به خاک می مالند و آفتاب

چشمهای سوزان ظهر عاشورا را به قیامتی از کلمات پیوند خواهد زد

فرا رسیدن عاشورا را به همه شما تسلیت عرض می کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385 ساعت 6:14  توسط میثم  |