پروردگارا چون تو پیش منی چگونه با دیگری گفتگو کنم
و چون تو همدم دلتنگی های منی چگونه با دیگری راز گویم
بر دلم قفلی زن که جز تو هیچکس نتواند از احوالش آگاه شود
وبر آنچه مردم درباره من می گویند خرده نگیر
و مرا بهتر از آن کن که می گویند
پروردگارا تو مرا بینی وبر حال پریشانم با خبری
دست محبتت را بر سرم کش ودل طوفانی ام را آرام کن
ای مهربان من عذرم را بپذیر چون هزار وعده دادم و خلف وعده کردم
تو بر ناتوانی من آگاهی
خداوندا بوی مهدی می آید
بوی کربلا
بوی حسین
بوی اشک های دختری 3 ساله بر بالین پدر
بوی وصال تو وحسین می آید
خداوندا محرم نزدیک است ودل زینب از بی تابی در حال سوختن است
پروردگارا بی کربلا مانده ام و دور از حسینم
و صدای هل من ناصر ینصرنی می آید و هر بار خودم را به نشنیدن می زنم ای وای بر من
حسین جان نامه برایت می فرستم تا به دنبالم بیایی ومن دست وپا بسته در منجلاب دنیا را با خود به کربلا ببری
حسین جان در این جهاد نفس هر روز شکست می خورم و شرمسار سر بر بالین می گذارم وتا فراموش کنم خود را به خواب می زنم
من بیدارم که تازه از خواب بلند شده و از ترس خود را به خواب زده ام
من می فهمم که چشمهایم نمی بیند
می دانم مریضم
ای علاج درد مندان دردم را دوا بنه
درد حسرت تماشای تو
درد بی چارگی ونفهمی من
درد د روغگویی من به تو و خداوند که هزار بار عهد می شکنم
آخر بس است من در این درد ها خواهم سوخت ومی خواهم اگر بسوزم از سوز عشق تو بسوزم
با خاکسترم بر ساحل دریای جنون با خط خون نام ثار الله را حک کنم تا ذره ذره عالم بلرزاند از نام تو
ای تجلی خدا تو را به سوز دل غریبانه ئ زینب تو را به یتیمت قسم
دیگر نمی گویم دل مهدی فاطمه به درد می آید
پس تو را به لحظه لقا با پروردگارت قسم مرا هم از قربانیان مهدی فاطمه قرار بده
و جان بی تابم را از من بگیر تا آرام و مطمئن به سوی پروردگار روم
من از این سرا خسته ام
و از نافرمانی ام شرمنده
وقت تنگ است و راه بسیار اما تو اگر راهبر من باشی از سختی راه چه هراس است
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت به فنائک علیکم منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار
سلام بر حسین و بر علی بن حسین و بر فرزندان حسین و بر یاران حسین